حضرت عیسی علیه السلام جاودانه ی دیگری است که منش و شخصیت والای او را تاریخ گواهی داده و خدای تعالی در قران کریم او را ستوده است. ویژگیهای خاص حضرت عیسی علیه السلام در قران کریم و روایات و حتی تاریخ گفته شده و اغلب افراد به ان اذعان دارند.
خلوص و اخلاص قلبی حضرت عیسی علیه السلام نسبت به پروردگار در ایه قران کاملا مشهود است که خدای تعالی خطاب به ایشان می فرماید: ایا تو به مردم گفتی که تو ومادرت را خدایانی غیر از خدای واحد انتخاب کنند (ایه 116 سوره مائده) .
صفات نیکی که حضرت عیسی علیه السلام داشت سبب شد خدای تعالی از اولین لحظات ورود به دنیای خاکی و حتی در رحم مادر اورا کمک کرده و دست عنایتش را اشکارا بر سر او قرار داده است.
حتی زندگی مادی این شخصیت والا و پیامبر بزرگ خدا امری عجیب و معجزه بود. چنان که مستحضرید ان حضرت بدون پدر متولد شد. دوران معمول که هر فرزند در شکم مادر می گذراند برای او فرق داشت. در اولین لحظات تولد نیز خدای تعالی به میمنت ورود ایشان معجزاتی فرمود و در اولین ساعات زندگی دنیا بر خلاف معمول زمانی که نوزادی تازه به دنیا رسیده بود سخن گفت و اعلام کرد که من بنده و رسول خدا هستم. .
خدای تعالی به واسطه خلوص نیت و عمل واقعی ان حضرت از اولین لحظات تا لحظه اخری که ان حضرت می خواست از دنیا خارج شود عنایات و الطاف خاصی به ان حضرت داشت که تا اکنون اسم این پیامبر خدا با عظمت و اهمیت در دنیا برده می شود...
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت نوح علیه السلام وماجراهایی که برای ان حضرت در طی بیش از ده قرن زندگیش اتفاق افتاد هر کدام نشانه ی عمق صفات نیک و شخصیت والای ان حضرت است. حضرت نوح علیه السلام به استقامت معروف است و استقامت زیاد ایشان در تبلیغ دین امری غیر قابل انکار است اما این استقامت فراوان و قابل تقدیر چگونه ایجاد می شود؟ جز با خلوص و اخلاص کامل برای خدا این استقامت قابل دسترسی است؟ هر فردی شاید در برهه های مختلف بتواند بصورت کوتاه مدت استقامت کند اما ده قرن روی یک حرف ایستادن سختی های زیاد کشیدن, مورد تمسخر و ایزاء قرار گرفتن, از دست دادن همه حتی نزدیکترین افراد خانواده اینها استقامت سطح بسیار بالایی می خواهد که این استقامت فقط از اخلاص کامل نسبت به خدای تعالی به دست می اید.
اخلاص که با فشار و زور به دست نیامده باشد بلکه از صفات حمیده باطنی و کمالات عالیه ناشی شده باشد.
حضرت نوح علیه السلام چنین روحیه ی قوی داشت که وقتی فرزندش را اب برد و یک لحظه عاطفه پدری به او مستولی شد خدای تعالی او را عتاب کرد واو بلافاصله به سوی معبودش بازگشت کرد و از فرزند هم چشم پوشید زیرا او فقط و فقط رضایت معبود و محبوبش برای او مهم بود و لا غیر.
این روحیه است که او را شاخص قرار داد و سالهای متمادی بعد از گذشت قرنها هنوز که هنوز است اسم او با صفات نیک قرین است...
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت موسی علیه السلام از پیامبران اولوالعزم بود اما صبر و استقامت او تنها نبود که سبب شاخص شدن ایشان شد بلکه او خود را به خلوص رسانده بود زیرا زمانی که لحظه ای قلبش تکان خورد خدای تعالی برای فرو نریختن این قلب محکم بلافاصله به او کمک کرد و او را راهنمایی به سوی استاد و راهنمای کاملی نمود استادی که او را کمک کند تا خلاء و کاستی که دارد رفع نماید و او به سوی ان راهنما شتافت.
حضرت موسی در دوران زندگی از بدو خلقتش در دنیا تا زمان مرگش در فراز و نشیب های گوناگونی قرار گرفت.
و همه جا خوش درخشید زمانی که از نزد شعیب با همسر باردار در صحرا تنها به سوی شهرش برمی گشت در ان هنگام که خدای تعالی او را برای امر مهم رسالت فرا می خواند او با تمام خلوص و اخلاص امر پروردگار را اجابت می کند و همه وابستگی های مادی خویش را از یاد می برد و تنها به انجام رسالت الهی که بر عهده اش گذاشته شده بود می اندیشد در ایات قران به این مطلب به صراحت تاکید شده و در تاریخ و روایات نیز هیچ کجا نگفتند که حضرت موسی علیه السلام بالاخره با همسرش چه کرد؟ زیرا او انسانی موحد و والا بود البته این به ان معنا نیست که همسرش را رها کرد بلکه منظور انی است که برای شخصیتی مثل حضرت موسی علیه السلام همسر در درجات بعدی و پاینتر قرار دارد و اول امر الهی و انجام اوامر الهی مهم است و سرلوحه ی حرکت و تفکر اوست این تفکر و عمل حضرت موسی علیه السلام که با اخلاص توام بود او راجاودانه کرد.
حضرت موسی علیه السلام در میان قوم بنی اسرائیل نیز هیچ کجا از این تفکر و اخلاص غافل نشد و همه جا بدنبال این هدف والا حرکت کرد در ان چهل روز که خدای تعالی او را به سوی صحبت و مناجات با خویش دعوت کرد حضرت موسی علیه السلام مثل همان شب در صحرا همان کار را کرد که با همسر باردارش نمود یعنی یک لحظه نیز به فکر مسائل دیگر نبود و تنها چهل روز به خدای عزیزش فکر کرد و با او ان روزها و شبها را گذراند. این خلوص و اخلاص حضرت موسی علیه السلام و نهایت محبت او به خدای تعالی او را شاخص در میان انبیاء کرد و جاودانه اش نمود.
بسم الله الرحمن الرحیم
جاودانگی یعنی چه؟ جاودانه کیست؟ چگونه یک انسان جاودانه می شود؟ چگونه یک انسان بظاهر معمولی الگو و مقتدا می شود؟
در طول تاریخ انسانهای زیادی خدای تعالی خلق کرده است اینها با اختیار خود خوب و بد را انتخاب کردند. اما یک عده ی معدودی جاودانه شدند یک عده معدودی هم ملعون . مثلا در قبل از اسلام تعداد انسانهای برجسته که جاودانه شده و مورد محبت و عشق همه مردم تا قیامت قرار گرفتند خیلی زیاد نبودند و از ان طرف هم تعداد کسانی که با اعمال بد و انتخاب نادرست خود ملعون ابدی شدند نیز زیاد نبودند علت چیست؟
وقتی به تاریخ مراجعه می کنیم می بینیم هر کس خودش را خالی کرد, به خلوص رسید و تنها و تنها رضایت حضرت حق را پسندید این شخص جاودانه شد. در میان انبیاء عظام علیهم السلام تنها تعداد معدودی نامشان ماند و جاودانه شد اگر بررسی کنیم دقتی در حالات انها بکنیم می بینیم که اینها نسبت به سایر انبیاء کارهای شایسته و حالات درخشانی داشتند مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام که در میان انبیاء قبل از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بسیار درخشیده و همه افراد سعی می کنند خود را جزو پیروان ان حضرت قرار دهند به علت این بود که ان بزرگوار بشدت خود را خالص برای خدا قرار داده بود و در توحید رتبه بالایی داشت.
چنان که وقتی او را در منجنیق قرار دادند تا در ان کوه اتش عظیم پرت کنند جبرائیل امد خدمتش که کاری داری حضرت فرمود با تو نه. استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله العالی در توضیح این جریان فرمودند: منظور حضرت ابراهیم علیه السلام این بود که اگر از جانب خدای تعالی امدی که نیاز به سوال ندارد و اگر خودت می خواهی کمکی کنی نه چون خدای تعالی واقف به حالم است و اگر بخواهد خود ش کمک می کند. یعنی ان حضرت حتی به سفیر الهی نیز اظهار نیاز نمی کند چرا که تنها و تنها باید به خدا اظهار نیاز کردو او راوکیل خود قرار داد و از او کمک خواست نه هیچ کس دیگر....
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه در خصوص معنای کوثر ابداع جالب و تازه ای داشته اند که تا قبل از ایشان کسی ا ین گونه کوثر را توضیح نفرموده است ایشان در کتاب گوهر بار انوار الزهراء سلام الله علیها در این خصوص می فرمایند:
کوثر به معنی خوبیهای بسیار زیادی است که خدا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم عنایت کرده و درباره ی ان یک سوره نازل فرموده است.
در تفسیر کوثر معانی بسیاری از زبان روات و مفسرین گفته شده که از ان جمله این است
منظور از کوثر ویا خوبیهای بسیار زیاد کثرت نسل پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و برکتی است که خدا به این سلسله از نسب چه از نظر معنی و چه از نظر ظاهری داده است.
ناگفته پیدا است که نسل پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله فقط از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باقی مانده است و به همین جهت این کلمه با ان حضرت کاملا ارتباط پیدا می کند.
توضیح ان که اگر خوب بیندیشیم خدای تعالی به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم دو معجزه ی باقیه عنایت فرموده که یکی از انها ثقل اکبر یعنی قران است و دیگری فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و برکاتی است که از این ناحیه به ان حضرت و اسلام رسیده است.
به عبارت دیگر از نسل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها جمعی از ائمه معصومین علیهم السلام هستندکه هر یک نقش موثری در بقای دین داشته اند و بالاخص وجود مقدس حضرت بقیه الله روحی فداه که وسیله ی گسترش حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان و تا قیامت است و این بزرگترین خیر کثیری است که از این طریق نصیب اسلام و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم شده و خدا به او عطا فرموده است.
به علاوه از نظر ظاهر با ان که وجود هر یک از خلفای اموی و عباسی برای از بین بردن نسل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کافی بود خدای تعالی برکتی به این سلسله از نسب داده است که در تمام جهان کمتر نسلی یافت می شود که تا این حد از نظر تعداد و برکات و مبارزات علیه طاغوتها مفید باشند.
انها بوده اند که همیشه رهبری مبارزات و دفاع از اسلام و حیثیت قران را به عهده می گرفته و آنی از تقویت ان غفلت نمی کرده اند.
انها بوده اند که علوم قرانی را به سراسر جهان منتشر می نموده و دستورات اخلاقی و حقیقی اسلام را صادر می کرده اند.
انها بوده اند که از طریق تقویت دین و دفاع از ان و تبلیغ اسلام خیر کثیر و منافع زیادی به لطف پروردگار به پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم رسانده و خدای تعالی این عطیه را با ان همه برکات به ان حضرت در مقابل سرزنش بنی امیه و دشمنانی که می گفتند او مقطوع النسل است عنایت فرموده است.
بنابراین ممکن است تاویل «حوض کوثر» وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها باشد زیرا ان چنان که از «حوض کوثر» اب حیات بخش و مفید «کوثر» جگر تشنگان قیامت را تشفی می بخشد هم چنین از ناحیه وجود پاک و معصوم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اب حیات ولایت کلیه ی الهیه از طریق ائمه اطهار علیهم السلام و دفاع از حریم ا نها به وسیله ی سایر فرزندان ان حضرت و بالاخره عدل و حکومت واحد جهانی به دست با عظمت ترین و رشید ترین فرزندانش یعنی حضرت « بقیه الله » ارواحنا فداه در عالم گسترش پیدا می کند.
و معنی کوثر و یاخوبی زیاد بالاتر از این چیزی نمی تواند باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله در جلسات و سخنرانی های متعدد در خصوص حضرت زهرا سلام الله علیها و فضایل ان حضرت و معنای کوثر توضیحات کاملی فرمودند. در کتاب انوار الزهرا سلام الله علیها نیز فضایل ان حضرت و سادات و فرزندان ان حضرت را مرقوم فرمودند.
دوست دارم در ایامی که نزدیک تولد حضرت زهرا سلام الله علیها است قدری از فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها را از قلم ان بزرگوار برایتان نقل کنم .
معنی فاطمه چیست؟
در احادیث متعدده و بلکه متواتره ای در کتب سنی و شیعه نقل شده است که در فلسفه ی این نامگذاری پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و ائمه اطهار علیهم السلام فرموده اند: «فاطمه را از این جهت فاطمه نامیده اند که دوستان و ذریه اش را از اتش جهنم نگاه می دارد.»زیرا فاطمه مفرد مونث اسم فاعل از فطم که به معنی قطع کننده و جدا کننده و نگهدارنده است می باشد.
شاید این عمل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در خصوص محبینش برای رفع عوارض گناهان انها باشد و شفاعت محسوب شود. ولی در خصوص ذریه اش ممکن است برای ا تصال انها به حضرت زهرا سلام الله علیها از نظر جسمانی باشد , زیرا وجود جسمانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از میوه بهشتی خلق شده است و ذریه ی او هم از وجود ان حضرت خلقت شده اند که در این صورت طبعا این نگهداری و منقطع بودن انها از جهنم به خاطر وجود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تکوینی است و شاید بتوان نام ان را شفاعت تکوینی هم گذاشت.
در کتابها نوشته شده که بانویی صابره و زاهده و عالمه در ایام گذشته وقتی فرزند خردسالش از دنیا می رود چنان صبور و مقاوم در مقابل این مصیبت می ایستد و حتی شوهرش را به صبر دعوت کرده و باعث ارامش و تسلی خاطر دل همسرش می گردد. و چقدر از این بانو تعریف و تمجید شده است.
اما هیچ کجا دز این ایام از کمالات و فضایل بانوان اهل تزکیه نفس که سالها در خدمت استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه العالی تلمذ نموده اند و از حکمت و علم این بزرگوار به کمالات رسیدند صحبت نمی شود.
و حتی با لجاجت ها و انکار می خواهند این فضایل را بپوشانند اما خدای تعالی خود فضایل را نشان می دهد چنان که چندی پیش خانمی از اهل تزکیه نفس ظرف چند دقیقه بزرگترین مصیبت دنیایی برایش هجوم می اورد و به فاصله کمی که از دختر ده ساله اش جدا می شود جسد بی جان ان فرزند شیرین را برایش می اورند اما
قلب بزرگ این مادر اهل تزکیه نفس درهم فشرده می شود اما او چه کرد؟
شما چه تصوری دارید؟ حتما مادرانی در این وضع دیده اید ؟ ضجه و مویه می کنند؟ گیسوان پریشان می کنند؟ کفر و ناسپاسی و ناسزا می گویند؟ از میزبان خود گله و شکایت می کنند؟ و خلاصه هزاران کلام دور از صبر و تحمل بر زبان می اورند اما او
نه تنها به درگاه خدا شکایت نکرد و بلکه این خانم صابره و با صبر و استقامت اشک از دیدگانش ریخت و گریه کرد اما ناشکری نکرد بلکه گفت این امانت حضرت زهرا سلام الله علیها بود و به خودشان برگرداندم. این مادر گریه کرد اما نه از بدی روزگار بلکه غم هجران فرزند اشک او را فرو ریخت وقتی با او صحبت می کردم چنان صبور و مقاوم می گفت او که جایش خوب است او فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها بود و به ان حضرت ملحق شد برای من دعا کنید تا صبور باشم و شاکر .
صبر و استقامت این مادر متقی و پرهیزکار اطرافیان را از خواب غفلت بیدار کرد و هشداری برای روحهای بیدار و نیمه خواب اطرافش بود.
این فضایل را چگونه این زن بدست اورده؟ از کجا این قدر محکم و استوار شده؟ خودش که معتقد است این همه صبر و استقامت را از زحمات استاد گرانقدرش حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله به دست اورده است و از ان جناب کمال تشکر را دارد.
اما چرا باید راه حق و حقیقت و کمال این قدر مظلوم باشد که حتی صدای مظلومیتش به گوش هیچ کس نرسد؟؟؟؟
