استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در کتاب نورانی رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم در خصوص تولد نور وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم را این چنین توضیح فرموده اند:
«تابش انوار رسالت»
در سال 610 ميلادى مطابق با 27 رجب سال 6203 هبوط حضرت آدم؛ بهترين خلق خدا و محبوبترين موجودات نزد پروردگار متعال حضرت «خاتم انبياء» صلىاللهعليهوآله در مكّه به رسالت مبعوث شد.
او كه از جانب پروردگار متعال مأموريّت داشت كه مردم دنيا را بسوى خوشبختى و سعادت دعوت كند. در آن روز حدود چهل سال و سه ماه و ده روز از عمر شريفش مىگذشت. قرآن و حقايق آن، كه در حقيقت حكمت و شناخت حقائق اشياء بود. مانند درياى بىنهايتى در قلب بزرگ و مقدّسش موج مىزد.
در آن روز بشريّت لياقت پيدا كرده بود كه از اين آب زلال حيات كمكم استفاده كند. و به تدريج آيات قرآن بوسيلهى او بر مردم نازل مىشد.
خداى تعالى در آن روز با كلمهى «بخوان» به اسم پروردگارت كه تو را خلق كرده بخوان، او را به خواندن آيات و علوم قرآن بر مردم وادار فرمود و درى از حقايق قرآن در آن روز به روى بشر باز شد كه:
مشروح قصّه از اين قرار بود.
در چهل سال قبل از اين تاريخ، كه مردم جزيرهالعرب در بدبختى و جهل زندگى مىكردند و كاسهى صبرشان بخاطر رسومات غلطشان لبريز شده بود در خانهاى پر از صفا و محبّت «رسول اكرم» صلىاللهعليهوآله متولّد شد كه قبل از تولّد، پدر را از دست داده و مادرش تنها در آن خانه زندگى مىكرد.
در آن سال «ابرهه» با لشگرش كه اكثرا سوار فيل شده و براىخراب كردن خانهى كعبه آمده بودند. خداى تعالى بخاطر بركت وجود اين نوزاد آنها را بوسيلهى «ابابيل» و سنگريزههائى از «سجّيل» كه به منقار داشتند. هلاك كرد و اين مسألهى مهم، مبدأ تاريخ آن زمان گرديد.
در آن سال يعنى سال اوّل عامالفيل شياطين كه مىتوانستند تا آسمان چهارم بروند و از اسرار عالم اطّلاع پيدا كنند. از همهى آسمانها منع شدند و با تير شهاب، ملائكه آنها را تعقيب نمودند.
در آن سال يعنى در لحظهى تولّد آن حضرت تمام بتهائى كه مردم آنها را مىپرستيدند، به رو به روى زمين افتادند و سقوط خود را اعلام كردند.
در آن سال يعنى زمان تولّد آن حضرت ساختمان و قصر پادشاه ابرقدرت ايران «كسرى» بلرزيد. و ايوان آن قصر آنچنان كه هنوز هم اثرش باقى است، شكست خورد.
در آن سال يعنى آن ساعتى كه آن حضرت متولّد شد تخت پادشاهان دنيا سرنگون گرديد. و سلاطين از ترسشان لال شده بودند.
در آن سال و در آن روز سحر ساحران و علم كاهنان باطل شد. و اطّلاعات آنها لااقل براى مدّتى قطع شده بود.
حضرت «آمنه» مادر آن حضرت مىگفت: وقتى به او حامله بودم احساس سنگينى حمل را نمىكردم و به خدا قسم وقتى پسرم متولّد شد. دستها را روى زمين گذاشت و سرش را به طرف آسمان بلند كرد و به اطراف آن نگاه مىكرد و به وحدانيّت خدا لبهايش در حركت بود. كه ناگهان از او نورى ساطع شد و همه چيز و همه جا روشن گرديد و با كمال تعجّب در آن نور قصرهاى شام را مىديدم.
او مىگفت: در ميان آن روشنائى صدائى شنيدم كه مىگفت: اى «آمنه»! تو زائيدى بهترين خلق خدا را. نام او را «محمّد» صلىاللهعليهوآله بگذار. يعنى پسنديدهى خدا و پسنديدهى خلق.

