تبليغاتX
قال رسول الله (ص) : ايها الناس ! انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة مظلومان
بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت نزدیک شدن تولد حضرت زینب سلام الله علیها گزیده ای از فرمایشات استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه در خصوص عظمت حضرت زینب سلام الله علیها را برایتان می اورم.

«حضرت زينب سلام الله عليها ام المصائب است»

زينب كبري «سلام الله عليها»  اگر مي خواست يك زن معمولي نستجير بالله مثل زنهاي كوچه و بازارباشد و تزكيه نفس نكرده باشد ، نمي توانست اين همه مصائب را تحمل كند . اسم او را ام المصائب گذاشته اند . آنقدر كه زينب «سلام الله عليها»  تحمل مصائب را كرد ، شايد خود حضرت سيد الشهداء« عليه السلام»  اينقدرمصيبت نديد . تمام مصيبتهاي حسين بن علي« عليه السلام » را داشت . به اضافه مصيبت خود سيد الشهداء عليه السلام  و مصائب اسارت و فشارهايي كه از طرف دشمنان به آن حضرت مي رسيد . شما حساب كنيد يك شهري كه تمام مردمش آرزو مي كشيدند ، تمام خانمهاي آن شهر آرزو مي كشيدند كه كه يك لحظه زينب «سلام الله عليها» را ببينند . زينب  كبري« سلام الله عليها» ملكه عالم اسلام وقتي در يك مجلسي ظاهر مي شد ، زنها مي رفتند به يكديگر مي گفتند كه ما دختر امير المومنين« عليه السلام»  را ديديم . ايشان به ما يك تبسمي كرد . سلام ما را جواب گفت . وقتي كه امير المومنين« عليه السلام»  دراين شهر خليفه مسلمين است . خانم زينب« سلام الله عليها» درمجلس ما آمد . يك روز هم او را وارد كنند . مردم به آنها نگاه كنند ولو اينكه زينب« سلام الله عليها» و همه اهل بيت عصمت حجابشان را درعين حال ، هر طوركه بود حفظ كردند . در هرمحملي يك بچه كنار يك خانم نشسته . براي اينكه بچه ها را نمي شد تنهايي روي شترها و دركجاوه ها بگذارند . بچه است ، تشنه است ، گرسنه است . ممكن بود غش كند بيفتد . كنار هر زني يك بچه كوچك گذاشتند . دركنارزينب كبري سلام اللّه عليها هم فاطمه صغيرة «سلام الله عليها» دختر كوچك ابي عبدالله الحسين «عليه السلام» را گذاشتند . مردم كوفه نسبت به مردمان شام ، مردمان مهرباني بودند . مردم شام مشغول رقصيدن و جشن گرفتن وخوشحالي بودند . اما مردم كوفه وقتي كه سرهاي مقدس خاندان عصمت را ديدند ، با اينكه نمي شناختند گريه مي كردند . زنها به خانه مي رفتند نان و خرمايي تهيه مي كردند . ما اينها را به اين بچه ها بدهيم . شوهرما ، برادرما ، پسر ما ازكربلا رفته . شايد به سلامت برگردد . به رسم تصدق مي آوردند به اين بچه ها مي دادند زينب كبري «سلام الله عليها» از دست بچه ها مي گرفت وآنها را رد مي كرد . مي گفت صدقه بر اينها حرام است. شما مي بينيد چقدر زينب« سلام الله عليها »تحمل دارد . چقدر صبردارد . يك خانمي از زينب« سلام الله عليها» سوال كرد مگر شما چه كسي هستيد ؟ تنها به اهل بيت پيغمبر رسول اكرم (صلي اله عليه وآله وسلم صدقه) حرام است. گفت :

به خدا قسم ما اهل بيت پيغمبريم .از كجا مي آييد ؟ از مدينه. وقتي كه علي بن ابي طالب« عليه السلام» در كوفه بود ، من خدمتگذار يك خانمي بودم دختراميرالمومنين . زينب كبري . او را مي شناسي؟ زينب« سلام الله عليها» ساكت ماند . بگويد او منم ، ممكن است اين زن از دست برود بگويد نمي شناسم كه دروغ گفته . لذا ساكت ماند . در همان محلي كه علي ابن ابي طالب «عليه السلام»  حكومت مي كرد آمد . ديد ابن زياد نشسته . زينب« سلام الله عليها» سرش را پايين انداخت . وارد شد .ابن زياد گقت : «مَن هذه المتكبرة» اين زني كه به من سلام نكرد چه كسي بود؟ تا آنجا كسي« زينب سلام الله عليها» را نمي شناخت . يكي صدا زد :« ما هذه زينب بنت اميرالمو منين» اين زينب دختر اميرالمو منين« عليه السلام»  است . وقتي كه يزيد لعنة الله حضرت زينب« سلام الله عليها» را شناخت ،انقدر به حضرت زينب« سلام الله عليها»  جسارت كرد ، انقدر سرزنش كرد گفت : ديدي خدا با شما چه كرد ؟ ديدي شما را مفتضح كرد ؟ ديدي خدا دروغ هاي شما را ظاهر كرد؟ زينب« سلام الله عليها»  با كمال شهامت و استقامت وقدرت ايستاد .كه اميد واريم همه شما راه اين خاتون دو عالم را پيش بگيريد . فرمود : « ما رايت من الله الا جميلا » من از خدا جز خوبي نديدم . من از خدا گله اي ندارم . خدا به من مهرباني كرده .محبت كرده . اما تو و يزيد بن معاويه وانها بوديد كه ظلم كرديد وما را اذيت و ازار نمو ديد .اميدوارم كه همه شما در راه حضرت زينب «سلام الله عليها » حركت كنيد و پيرو راه زينب كبري« سلام الله عليها » باشيد.    

 

نوشته شده توسط محبوب در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:7 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar