در کتابها نوشته شده که بانویی صابره و زاهده و عالمه در ایام گذشته وقتی فرزند خردسالش از دنیا می رود چنان صبور و مقاوم در مقابل این مصیبت می ایستد و حتی شوهرش را به صبر دعوت کرده و باعث ارامش و تسلی خاطر دل همسرش می گردد. و چقدر از این بانو تعریف و تمجید شده است.
اما هیچ کجا دز این ایام از کمالات و فضایل بانوان اهل تزکیه نفس که سالها در خدمت استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه العالی تلمذ نموده اند و از حکمت و علم این بزرگوار به کمالات رسیدند صحبت نمی شود.
و حتی با لجاجت ها و انکار می خواهند این فضایل را بپوشانند اما خدای تعالی خود فضایل را نشان می دهد چنان که چندی پیش خانمی از اهل تزکیه نفس ظرف چند دقیقه بزرگترین مصیبت دنیایی برایش هجوم می اورد و به فاصله کمی که از دختر ده ساله اش جدا می شود جسد بی جان ان فرزند شیرین را برایش می اورند اما
قلب بزرگ این مادر اهل تزکیه نفس درهم فشرده می شود اما او چه کرد؟
شما چه تصوری دارید؟ حتما مادرانی در این وضع دیده اید ؟ ضجه و مویه می کنند؟ گیسوان پریشان می کنند؟ کفر و ناسپاسی و ناسزا می گویند؟ از میزبان خود گله و شکایت می کنند؟ و خلاصه هزاران کلام دور از صبر و تحمل بر زبان می اورند اما او
نه تنها به درگاه خدا شکایت نکرد و بلکه این خانم صابره و با صبر و استقامت اشک از دیدگانش ریخت و گریه کرد اما ناشکری نکرد بلکه گفت این امانت حضرت زهرا سلام الله علیها بود و به خودشان برگرداندم. این مادر گریه کرد اما نه از بدی روزگار بلکه غم هجران فرزند اشک او را فرو ریخت وقتی با او صحبت می کردم چنان صبور و مقاوم می گفت او که جایش خوب است او فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها بود و به ان حضرت ملحق شد برای من دعا کنید تا صبور باشم و شاکر .
صبر و استقامت این مادر متقی و پرهیزکار اطرافیان را از خواب غفلت بیدار کرد و هشداری برای روحهای بیدار و نیمه خواب اطرافش بود.
این فضایل را چگونه این زن بدست اورده؟ از کجا این قدر محکم و استوار شده؟ خودش که معتقد است این همه صبر و استقامت را از زحمات استاد گرانقدرش حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله به دست اورده است و از ان جناب کمال تشکر را دارد.
اما چرا باید راه حق و حقیقت و کمال این قدر مظلوم باشد که حتی صدای مظلومیتش به گوش هیچ کس نرسد؟؟؟؟

