بسمه تعالی
سایت بی بی سی فارسی در بخش اخبار ایران مطلبی درباره حضرت بقیه الله ارواحنا فداه و نظرات استاد سید حسن ابطحی زیر عنوان ظهور صغری نوشته است که ما عین مطالب او را و جوابیه ایشان را در اینجا می آوریم
او نوشته است ...... پس از درگذشت آیه الله خمینی دیدگاههای عرفانی و محفل ها یی که به امور ماوراء الطبیعه اهمیت بسیار می دادند رشد روزافزونی پیدا کردند .
جواب ........ شیعه تا بوده به امام زمان علیه السلام و ماوراء الطبیعه و ملکوت عالم معتقد بوده و از روزی که قرآن اشاره به ملکوت عالم فرموده و آیاتی در این باره ذکر کرده باید هر مسلمانی به ماوراء الطبیعه و امام زمان علیه السلام معتقد باشد .
او نوشته است ...... گرچه با همه مدعیان ارتباط برخورد صورت نمی گیرد اما گویا مصونیت رسمی نداشتن و در عین حال گروه و پیرو داشتن می توان دلیلی برای برخورد باشد ، سید حسن ابطحی وضعیت این چنینی دارد .
جواب ...... این مطلب بطور ضعیفی تا حدی در ایران درست است ولی آقای سید حسن ابطحی هیچ کجا در کتابها و یا سخنرانی هایش ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام نداشته بلکه او معتقد است امام زمان روحی فداه حافظ کل جهان هستی است. زیرا او ید الله است و با اراده پروردگار عالم را حفظ می کند و سبب متصل بین خدا و خلق است و حافظ همه ی عالم هستی است که فرمود : « لولا الحجه لساخط الارض باهلها ». ولی بین ارتباط با آن حضرت و دیدار با آن حضرت فرق است . دیدار با آن حضرت یعنی هر وقت امام عصر ارواحنا فداه روی مصالحی اراده بفرماید که با کسی دیدار کند انجام می شود و الا به هیچ وجه به نوع دیگر انجام نخواهد شد .
اما ارتباط با آن حضرت که بعضی از افراد نادان مدعی آن هستند. معنی اش این است که هر وقت می خواهند با امام زمان علیه السلام ارتباط برقرار می کنند و پیام می برند و می آورند . که هرکس این ادعاء را داشته باشد دروغگو و افترا زننده است و مطرود جامعه شیعه باید قرار بگیرد و استاد سید حسن ابطحی این مطلب را در کتاب هایشان صریحا نوشته اند و هیچگاه این چنین ادعایی نفرموده اند .
او نوشته است ... این روحانی کهنسال پرکار که در دهه هفتاد یعنی پس از درگذشت آیه الله خمینی کتابهای بسیاری به چاپ رسانده که تماما درباره امام زمان و راههای نزدیکی به امام دوازدهم است در این کتابها بطور غیر مستقیم ادعا شده که آقای ابطحی بارها امام زمان را دیده است .
جواب ...... استاد سید حسن ابطحی در خصوص امام زمان علیه السلام چهار عنوان کتاب بنام های مصلح آخرالزمان و مصلح غیبی و ملاقات با امام زمان و انوار صاحب الزمان علیه السلام که قبل از رحلت آیه الله امام خمینی به چاپ رسانده و پخش کرده است.
تنها برای کتاب مصلح غیبی و اهمیت مطالب آن دکترای افتخاری گرفته است و کتاب مصلح آخر الزمان که وا نموده بحثهائی درباره امام عصر ارواحنا فداه در اولین سمپوزیوم اسلام و مسیحیت ارتدکس در یونان بوده ونظرات جامعه جهانی رادرآن بیان کرده است و قبل از اینها کتاب ملاقات با امام زمان مکرر به چاپ رسیده و به زبانهای مختلف ترجمه شده است و کتاب انوار صاحب الزمان که مجموعه سئوالاتی است که در کانون بحث و انتقاد و دینی مشهد که از سال 1341 تشکیل شده بود پرسش شده و همه این کتابها به یک نحوی قبل از دهه هفتاد تنظیم و چاپ گردیده است و این چهار جلد از مجموعه پنجاه و چند جلد کتابی است که از ایشان تالیف و پخش شده است .و در هیچ یک از این کتابها علاوه بر آنکه ادعای ارتباط با آن حضرت نداشته مدعیان ارتباط با امام زمان علیه السلام را دروغگو و کذاب دانسته است .
او نوشته است ...... حکومت اسلامی در یکی دو سال اخیر برخورد دوستانه ای با این روحانی پیر که فرزندش در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از معاونان او بود نداشته و کار به بازداشت و حصر خانگی کشیده است .
جواب ........... ایشان با اینکه کمال رعایت را در ورود به امور سیاسی و انتقاد از دولت داشته و در اهمیت ولایت فقیه تاکید کرده و دوستان خود را مقید به این مسئله نموده در تاریخ 28 خرداد 1385 او و دوستانش را دستگیر و محکوم به نشر اکاذیب و مصادره اموال و حصر کرده اند .
او نوشته است ...... هرچه هست گفته های سید حسن ابطحی و محمود احمدی نژاد اشتراکات بسیاری دارد آقای ابطحی معتقد است دنیا در شرایط ظهور صغری بسر می برد و شرایط به گونه ای است که ظهور امام دوازدهم بزودی صورت خواهد گرفت .
جواب ......... اعتقاد استاد سید حسن ابطحی در خصوص ظهور صغری منحصر به فرد نیست بلکه علمای بزرگ مانند آیه الله مکارم شیرازی و مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی به این مطلب تصریح کرده اند و در نوشته هایشان آورده اند و همه ی شیعیان معتقدند که اگر در خانه ی خدا بروند و از خدا آن وجود مقدس را تقاضا کنند بزودی آن حضرت ظهور خواهند یافت و عالم را پر از عدل و داد خواهند کرد .
او نوشته است ..... آقای احمدی نژاد نیز در تمام سخنرانیهایش برای سرعت یافتن ظهور دعا می کند و حتی رسما اعلام می کند که دولت او وظیفه دارد زمینه ظهور را فراهم کند .
جواب ......... امید است دعاهای او و دعاهای تمام شیعیان مستجاب شود و انقلاب ما به دولت ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متصل گردد .
به نقل از وبلاگ غذای روح
استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام ظله در روز اول محرم سال ۱۴۲۶ در جمع دوستان این چنین فرمودند:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمدللّه والصلوة و السلام علي رسولاللّه و علي آله آل اللّه لاسيما علي بقيةاللّه روحي و الارواح لتراب مقدمه الفداء و العنة الدائمة علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين.
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم، إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا (مريم / 96) روز اوّل سال است سالي كه خدايتعالي و قرآن به رسميّت شناختند و مردم هم كه اگر مسلمان واقعي باشند بايد اين ماه و اين سال را به رسميّت بشناسند زيرا تمامِ برنامههاي اسلامي اعمّ از وفيات و مواليد و آداب و ادعيه در ارتباط با همين ماه قمري است. و حتّي مسأله حج كه از بزرگترين اجتماعات اسلامي است با ماه قمري بايد تعيين شود. مسأله روز و ماه رمضان و شب قدر كه تقديرات انسان تعيين ميشود با ماه قمري بايد تعيين گردد. لذا اگر ما مسلمانها هم مسلمان واقعي باشيم بايد ماه قمري را اهميت بدهيم و بيشتر از ماه شمسي يا ميلادي به آن توجّه كنيم.
امروز کتاب ملاقات با امام زمان علیه السلام استاد ارجمند حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه را مطالعه می کردم هر چند به کرات ان را مطالعه کرده ام اما مطلبی در پیشگفتار ان خواندم که دلم را به شدت به درد اورد مطلبی که ان مرد بزرگ ان اسمانی مرد بارها و بارها در کتب مختلف و در سخنرانی های متعدد در طی سالیان دراز مطرح کرده است و دشمنان کینه توز و انسانهای پراز صفات رذیله حاضر نیستند اینها را ببینند و درست در همین جهت به ان بزرگ مرد تاریخ تهمت می زنند لذا خواستم پیشگفتار ان کتاب بزرگ که بیش از دهها بار تجدید چاپ شده است را برای راهنمایی کسانی که اگاهی ندارند بیاورم :
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
استاد من حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه زحمات زیادی در پیشبرد اهداف عالیه اسلام و معرفت و شناخت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متحمل شدند.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی خراسانی دام ظله العالی در این خصوص در کتاب ارزشمند انوار صاحب الزمان علیه السلام می فرمایند:
این مساله مهمی است که بعد از امام یازدهم برای مردم بسیار حائز اهمیت بوده و هست و حتی در زمان ائمه علیهم السلام هم این مساله مهم بوده. در ان زمان همه مردم که در اطراف امام نبودند. پس به چه نحوه بندگی خدا را می کردند؟
در زمان حضور امام (حضور یعنی وقتی امام در دنیا در جای معینی است و ادرسش را می دانیم و می توانیم با اوتماس داشته باشیم. غیبت یعنی نمی دانیم امام کجاست ولی هست اما ادرس نداریم. ظهور یعنی بعد ا زغیبت امام ظاهر می شود و همه او را می شناسند و ممکن است او را ببینند و از خودش استفاده کنند) و در زمان قبل از غیبت که امام علیه السلام در مدینه بودند مردم کوفه فرسخها راه فاصله داشتند عده ای خدمت امام می رفتند و ایشان کلیات دینی را برایشان می گفتند. افراد با استعداد و مجتهدین مثل زراره محمد بن مسلم و... خدمت امام می رفتند و ایشان می فرمود که بر ما است که کلیات را برای شما بگوئیم و شما تفریع کنید. فروعی از ان به وجود بیاورید و برای مردم بیان کنید ( یک مجتهد ممکن است در رساله بعضی احکام را ننوشته باشد اما از راه استنباط مطالب علمی خودش برای شما مساله را بگوید).
در زمانی که امام غائب شد مجتهدین بسیار سرگردان شدند لذا امام دفعتا غایب نشد یک غیبت صغرائی بود. در غیبت صغری امام یک راه ارتباطی با مردم دارد یعنی یک نفر را تعیین کرده که ایشان می تواند به محضر امام مشرف شود و همه ی مسائل و احکام را بپرسد و به میان مردم برگردد یا عین کلمات امام را بیان کند و یا خودش از اصولی که از امام تعلیم گرفته فروعی استخراج کند و به مردم بگوید.
در مدت غیبت صغری چهار نائب بودند که حدود شصت و نه سال بین مردم بودند. همان طوری که خورشید وقتی می خواهد غروب کند یک دفعه تاریک نمی کند و همان طوری که بعد از یکی دو ساعت صددرصد تاریک می کند حضرت نیز حدود شصت سال نائب خاص و بابی و راهی داشتند. افراد مثلا خدمت حسین بن روح می رفتند و از ایشان سوالاتشان را می پرسیدند و نامه های خود و سهم امامشان را می دادند او هم خدمت امام عصر می رفت بدون این که کسی بتواند عقب سر او حرکت کند یا او حق داشته باشد که ادرس ان حضرت را به کسی بدهد خودش تنها خدمت امام زمان علیه السلام می رفت و سوالات را می پرسید و جواب نامه ها را می گرفت و پولها را تسلیم می کرد و بر می گشت.
در مدتی که این چهار نائب بودند علما به فکر کاری افتادند که اگر ما دستمان به این چهار نائب هم نرسد چه باید بکنیم؟ البته نخواهد هم رسید چون همان زمانها در کلام پیامبر و سایر ائمه علیهم السلام بود که امام عصر غیبتی خواهد داشت که ان قدر طولانی خواهد بود که ممکن است ابدا کسی با او ارتباطی پیدا نکند( الان هم که بعضی از علما این طوری می گویند که با امام زمان علیه السلام نمی شود ارتباط پیدا کرد همان روایات را که دیگر بعد از این چهار نائب رفت و امد ممنوع است والا تصادفا برای کی مصلحتخاصی اگر انسان با اراده ی حضرت موفق به تشرف خدمت ایشان بشود این که جنبه ی نیابت پیدا نمی کند و با غیبت کبری منافات ندارد.).
لذا ما می گوییم که هر کس در هر وضعی که باشد ولوعلامه زمان و اعلم علماء حتی سید بحر العلوم باشد اگر بگوید که با امام زمان علیه السلام رابطه دارم هر کاری دارید بگوئید که من نزد حضرت بروم و برای شما جواب بیاورم بدون معطلی او را تکذیب کنید بگوئید تو دروغ می گوئی چون روایت دارد که «فهو کذاب مفتر» تکذیبش کنید لذا باب این گونه ارتباط قطع شده و غیبت کبری به وجود امد.
در غیبت کبری تنها کسی که می تواند احکام اسلام و راه بندگی را برای مردم بیان کند کسانی هستند که خودشان را به مقام اجتهاد می رسانند فکر نکنید که ا جتهاد یک معنای فوق العاده ای دارد بلکه اجتهاد یعنی تخصص در این جهت که یکنفر بتواند از ایات و روایات احکام و قوانین اسلام را استنباط کند این شخص مجتهد است که امام درباره اش می فرماید: « من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهوی مطیعا لامر مولاه و للعوام ان یقلدوه».
فقیه یعنی فهیم باشد قران و روایات را بفهمد فکر نکنید هر کسی می تواند قران و روایات را بفهمد در قران خدای تعالی می فرماید:« و مایعلم تاویله الاالله و الراسخون فی العلم» تاویل قران راجز خدا و کسانی که در قران فرورفته وتخصص دارند کسی نمی داند . روایات خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هم همین طور است در مکرر از روایات امده که« حدیثنا , روایاتنا, امرنا صعب مستصعب» که اینها را نمی فهمد « الا ملک مقرب» یعنی جبرئیل میکائیل اسرافیل عزرائیل و چند نمونه از این ملائک می توانند احادیث را بفهمند.
« اونبی مرسل» یا پیغمبرانی که مرسل شده باشند یعنی اجازه ی این که با مردم سرو کار داشته و رهبر مردم باشند را دارند والا اگر نبی مرسل نباشد احادیث ما را نمی فهمد. « او مومن قد امتحن الله قلبه للایمان» یا مومنی که قلبش به ایمان امتحان شده باشد( ایمان در قلبش راسخ و مستقر باشد) و اگر نشده باشد باز هم هر چه علام و مجتهد و فهیم باشد روایات را نمی فهمد.
خلاصه همان طور که امام فرمود: « صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه» باشد چون تااین مقدمات و مراحل کمالات و تزکیه نفس را طی نکرده باشد نمی تواند ایمان را در خودش حفظ کند. در کسی که هوای نفس بر او مسلط است نفسانیت می اید ایمان می رود شیطان می اید ایمان می رود. ایمان شما نباید این طور باشد. صفات رذیله برای ایمان انسان در حکم درندگان هستند اگر صفات رذیله را در دل داشته باشید ایمانتان مستقر نمی شود . ایمان باید امتحانش را بدهد یعنی شما مثلا یک مدتی این کبوتر را بدون این که مانعش بشوید و بالش را ببندید ازادش بگذارید که خودش برود و بیاید و بعد استقرار پیدا کند در این صورت امتحانش را داده است. نمی خواهد که شما مواظبش باشید اگر غفلت هم بکنید باز این کبوتر در اینجا است. باید ایمان در قلبتان مستقر باشد و فقیه هم باشید تا بتوانید حقایق خاندان عصمت علیهم السلام را درک کنید. بنابراین احکامتان را باید از فقیهی که «صانا لنفسه» باشد بپرسید او رابط بین شما و امام شما است نه رابط مادی و بدنی بلکه رابط بین شما و علوم خاندان عصمت علیهم السلام و قران است. یعنی این علومی که امروز در کتابها هست او انها را پیدا و تحقیق کرده و برای شما بیان می کند. در مدتی که غیبت صغری بود علما به این فکر افتادند که روایات را جمع و مواد اولیه را تهیه و در اختیار فقها بگذارند. لذا شیخ صدوق در غیبت صغری کتاب « من لا یحضره الفقیه» را نوشت یعنی کسی که فقیه پیش او نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم
و هم چنین در محضر استاد معظم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی خراسانی دام ظله العالی این مطالب را اموختم :
ایا صرفا محبت سبب ارتباط پیدا کردن با حضرت ولی عصر علیه السلام می شود؟
اگر محبت عارفانه باشد یعنی از روز شناخت باشد ارتباط خود بخود برقرار می شود گاه محبت
عارفانه نیست محبت روی تخیلات است مثل چوبانی که ملای رومی توضیح می دهد و می گوید تو کجایی تا شوم من چاکرت....
این محبت است اما ایک چیزی در تخیل درست کرده اسم ان را خدا گذاشته،این محبت جاهلانه
است محبی است که نمی داند محبوب کیست؟ چکاره است؟ چه خصوصیاتی دارد؟
همینطوری محبت پیدا کرده است لذا ارزشی ندارد باطل است به اصطلاح مثل گیاهی است که روی سنگ سفت در امده است قدری خاک روی سنگ نشسته است و این گیاه در امده و اگر باد بیاید ریشه هایش را جمع کرده و می کند این محبت حقیقی نیست. کشجره خبیثه.
شخصی عاشق کسی شده بود بعد از مدتی دیدم از او بدش امده گفت فکر می کردم خوب است بعد دیدم بد است چون قیافه اش را دیدم!
معنای مثل کلمه طیبه و شجره خبیثه این است که ان عمق دارد عمق روی قیافه ظاهری نیست روی صفات درونی او است که عمق ندارد و ظاهر بین است زن مرد یا هر کس می خواهد باشد گاه به افرادی بر خورد کرده اید که خوشگل اند اما می گوئید عجب اخلاق نکبتی دارد هزار جور صفات رذیله دارد دین ندارد اخلاق ندارد!این رابطه قطع می شود زیرا آن سنگ است روی سنگ خاک نشسته عشق شما به این گیاه فکر کرده اید که عمق داشته باشد نه زیر یک باران آمده و همه را شسته است.
اما ریشه های یک درخت در زمین بی سنگ و مساعد برای کشاورزی خوب به اعماق رفته و هر چه پائین تر می رود می بینید بهتر است که هیچ جایی که ریشه نتواند فرو برود نیست ریشه
به اعماق زمین رفته طبعا تنه دبخت بزرگ شده است کلمه طیبه
مثل شجره طیبه است عشق شما در اعماق وجود شخص رفته او را خوب دیده درست دیده و این ریشه پایین رفته است طبعا از این ریشه تنه بسیار پر نشاطی بالا آمده است«اصلها ثابت و فرعها فی السماء*توتی اکلها کل حین باذن ربها» همیشه میوه دارد اکل یعنی خوردنی که همیشه میوه دارد بعضی درختهای لیمو هستند دائما یا گل یا میوه نیم رس یا میوه رسیده دارند یک نوع دخت لیمو در بهشهر دیدم هر وقت شما مراجعه می کردید پر ثمر بود اگر کسی به هر چه غیر خدا محبت داشته باشد
بالاخره ریشه روی سنگ است گاه نیم سانت خاک روی سنگ است و گاه 10 سانت
بالاخره درخت نمی شود چون ریشه نمی تواند فرو برود.
لذا ما لها من قرار قراری ندارد اما کلمه طیبه منظور سخن نیست منظور همان عشق و علاقه ای است که انسان نسبت به چیزهای ریشه دار پیدا می کند در اعماق فرو می رود و اب هم به ان میرسد این مثال خیلی جالب است ریشه این درخت هر جا رفته به سنگ و نا ملایملت بر خورد نکرده همه خاکهای خوب و پربار پر اب مرطوب بنابر این ریشه خوب در زمین رفته است لازمه حرکت ریشه این است که رشد درخت زیاد شود لازمه محبت صحیح این است که بطرف رشد می رود.
کسی که محبت به اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام دارد دارای حکتی می شود شما در هر موضوعی هر وقت که انسان مایل باشد استفاده می کند معبود یا کسی که بخدا تعلق دارد استفاده او این است که قبلتان مملو از حکمت می شود هر چه بخواهید درخت به شما می دهد .
پس وقتی انسان عشق و علاقه به خدا داشت از خدا کمال استفاده را می کند مسئله ظرفیت و محبت دو چیز است بعضی درختها هر چه هم زمین خوب باشد بیشتر از این ریشه ندارند ریشه درخت گز سال دوم سوم صد متر زیر زمین می رود این مثال برای ظرفیت است بعضی آنقدر معرفتشان زیاد است و ظرفیت داردند که ریشه در دل انها چنان جلو می رود که درخت که درخت پر بار خوبی می شود بعضی انقدر ظرفیت ندارند هیمن اندازه که هستند از زمین پر فیض استفاده می کنند در ارتباط با خدا محبت می اید ظرفیت می اید اول خدا ظرف می دهد بعد محبت می دهد افراط و تفریط نیست وقتی اینگونه باشد غالبا محبتهای مجازی است لذا هر مقدار محبت خدا در دل پیدا شود از قبل به انسان ظرفیت می دهند بعد محبت می اید.
بسم الله الرحمن الرحیم
در محضر استاد محترم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه اموختم که :
بین یاران حضرت بقیه الله علیه السلام بایاران امام حسین علیه السلام فرق چندانی نیست همانطور که انها بودند اصحاب حضرت بقیه الله هم باید باشند. مسئله مهم استقامت انها بود. وقتی شب عاشورا چراغها را روشن کردند حضرت دیدند فقط چند نفر ماندند شاید حضرت اشاره کردند چرا نرفتید؟ اینها مطالب مختلفی گفتند یکی گفت اگر مرا هفتاد بار بکشند قطعه قطعه کنند و باز زنده ام کنند دست از یاری شما بر نمی دارم. چنین مطالبی که خیلی عجیب است توسط انها گفته شد. انها چنین استقامت و قدرت روحی و قاطعیت و صبر و اعتماد به نفس و اعتماد به خدا داشتند که از همه چیز بریدند . نازل ترین افراد در روز عاشورا حر بود یعنی اگر بنا باشد درجات تقسیم بندی شود او پائین تر است. اما در عین حال با داشتن قدرت هزار نفر سواره تحت فرمان و همه ی وعده و وعیدها ان چنا قاطعیت دارد که می گوید من هرگز جهنم را بر بهشت ترجیح نمی دهم. یقین او خیلی مهم است او قاطعیت داشت از مال دنیا و همه چیز دنیا که داشت گذشت او هم می توانست بگوید من فعلا تقیه می کنم بعد توبه می کنم.
حر تنها مرحله توبه را گذراند که امام حسین علیه السلام قبولش کرد. ما اگر بخواهیم در محضر حضرت باشیم اقلا همان حالات اصحاب سید الشهداء علیه السلام را باید داشته باشیم اصحاب حضرت سید الشهداء علیه السلام یک شبانه روز تحمل کردند اما اصحاب حضرت هشت سال پای رکاب حضرت باید در دنیا بجنگند تا اسلام را در تمام دنیا مستقر کنند چون اصحاب سید الشهداء علیه السلام می خواستند اسم اسلام را که بنی امیه می خواست ان را هم از بین ببرد مستقر کنند یزید می گفت: هیچ چیز نبوده خواب و خیالی بیش نبوده و می خواستند رسالت را به طرف سلطنت بر دنیا و سلطنت اولادشان بچرخانند لذا امام حسین علیه السلام و اصحابش صبر کردند کشته شدند تا اسم اسلام باقی بماند و بنی امیه نتوانند اسلام را از بین ببرند. البته حکومت اسلام مستقر نشد اما بنی امیه سرنگون شد.
والا هیچ ساعتی حتی یک ساعت در روی کره زمین اسلام محض حکومت نکرده است حتی در زمان حضرت علی علیه السلام حتی امروز که حکومت ما حکومت اسلامی است. اما بیشتر دنیا را که فساد و بی بند و باری و انحراف از صراط مستقیم گرفته نمی توانیم بگوئیم صد درصد اسلام در دنیا پیاده شده است. لذا در مرحله اول یاران حضرت ولی عصر علیه السلام باید شرایط یاران امام حسین علیه السلام را داشته باشند.و بنابراین اگر حضرت تشریف بیاورند ما باید شرایطی را بپذیریم:
1- ایمان و یقین کامل داشته باشیم.
2- پاکی کامل داشته باشیم.
3- فداکاری داشته باشیم که اصحاب سید الشهداء علیه السلام اینها را در یک شبانه روز از خود اظهار کردند.
کتاب ارزشمند انوار صاحب الزمان علیه السلام پاسخ پرسش دویست و بیست و پنجم تالیف حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه .
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای تعالی به بنده ی حقیر نعمتهای بسیاری توسط استاد محترم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله داده است از جمله شناخت و اشنایی با امام زمان علیه السلام است که به واسطه این لطف بزرگ زندگی من تغییر مسیر داد و روش و رویه دیگری را در پیش گرفتم.
اعتقاد صحیح و درست و معرفت عالمانه نسبت به امام زمان علیه السلام امری است که زندگی دنیا و اخرت انسان را از نو می سازد و به قول معروف انسان را عاقبت به خیر می کند. استاد محترم در این خصوص زحمات و تلاشهای پی گیر و خسته ناپذیری انجام دادند انشاء الله خدای شکور اجر جزیل به ان جناب عنایت فرماید.
از جمله تعلیمات استاد محترم این مطالب عالیه می باشد که من باب مثال و جهت فراگیری دیگران در این جا می اورم:
استاد محترم در کتاب ارزشمند انوار صاحب الزمان علیه السلام در خصوص شناخت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه در پاسخ سوال 257 می فرمایند:
افراد عاقل انهایی که در مراحل بالایی از کمالات هستند باید اصل کار را در دست داشته باشند این افراد زمام امور را بدست دارند و منتظر معجزات و دلایل ظاهری نیستند حتی انها حضرت را می شناسند و قبلا با او ارتباط داشته اند و الا چه دلیلی دارند که این شخص حضرت است و دروغ نمی گوید . البته این برای کسی است که بخواهد از خواص باشد و روز اول ایمان بیاورد و الا بعد حضرت خود را نشان می دهد و همه را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر بخواهیم جزو سابقون و اولون باشیم باید از راه علم و معرفت برویم. علم و معرفت ما نسبت به حضرت علیه السلام باید طوری باشد که با او اشنا باشیم. عصمت او را بشناسیم و الا چطور می شود علم و عصمت او را سنجید. ما باید قبل از ان که حضرت ظهور کند جزو خواص و نزدیکان باشیم چون وقتی حضرت ظهور کرد و دنیا پر از عدل و داد شد ایمان او فایده ای ندارد خدای تعالی می فرماید: « لا ینفع نفسا ایمانها» اجمالا باید یک ارتباط روحی داشته باشیم در قران این نوع ارتباط ذکر شده و مربوط به قبل از ظهور است خدای تعالی در قران می فرماید: « یا ایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا» ای کسانی که ایمان اورده اید صبر کنید نه این که در خانه بنشینید زانو به بغل بگیرد چون با رابطوا وفق پیدا نمی کندو به دیگران توصیه صبر کنید. صبر یک اعتماد به نفس است قوی روی پا ایستادن و از خدا کمک گرفتن است یکی استقامت و یکی هم رسیدن به جایی که انسان در امور معنوی قاطعیت داشته باشد و ترس و خوفی نداشته باشد « اصبروا» همه ی مفسرین گفته اند یعنی استقامت داشته باشید « صابروا» طبق بعضی تفاسیر یعنی دیگران را وادار به استقامت کنید عمده و مهم کلمه ی بعد است که می فرماید:« رابطوا» یعنی رابطه پیدا کنید. روایت دارد با امام منتظرتان رابطه پیدا کنید و کلمه ی منتظر یعنی ا مامی که انتظار او را می کشید که این قبل از ظهور است فرمودند: « امامکم المنتظر» یعنی امامی که انتظار او را می کشید. رابطه اگر بدنی باشد خوب ما که نمی دانیم کجا است پس پیش او رفتن ممکن نیست اگر یک نفر را پیدا کردید که همه ی خصوصیات ذکر شده را دارد شما با او رفت و امد کردید و یقین دارید که او حضرت است می گوئید ضمیر مرا خوانده است. من افرادی را می شناسم که اینده را هم می گویند روی یک زرنگیهایی از خودتان در می اورند و می گویند.
این مسائل حرف دارد. شاید در روز صد نفر را پیدا کنید که شما را تحت تاثیر قرار دهد خیلی ادمهای خوش قیافه ای هستند اینها قطعی نیست تنها از راه ا رتباط روحی می شود فهمید از ایات و روایات استفاده می شود که ارتباط روحی راه قطعی است.
شما هر جا باشید امام زمان علیه السلام صدای شما را می شنود اگر می خواهید ارتباط پیدا کنید اول او را بشناسید و از او تقاضا کنید ارتباط روحی برقرار شود. یقین قویتری پیدا کنید که خدا و امام زمان علیه السلام از قلب ما اطلاع دارند حرفهای ما را می شنوند چون سلامهایی که به عنوان خطاب در زیارت می دهیم معنایش این است انها می شنوند و ایه ی قران هم هست:«و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون» یا « و کل شیء احصیناه فی امام مبین».
ایات قران را نمی شود منکر شد لذا مسلم است که امام هر جا باشد می شنود. پس باید شب و روز به طور جدی التجا کنیم چون او می شنود, مثل پیام تلویزیونی که انسان می داند اقلا نصف مردم می شنوند پس پیام می رسد. اگر پیام شما به او می رسد ان قدر پشت ان را بگیر تا رابطه ای برقرار شود فکر نکنید رابطه این است که حضرت امد و انجا نشست , از کجا که معلوم شود که حضرت باشد ان قدر می گویند ما حضرت را در حرم دیدیم از کجا فهمیدید که او پسر امام عسکری علیه السلام است؟ به این سادگیها و کوچکیها نیست حتی گاه این مسائل جنبه ی توهین به امام پیدا می کند . بر اساس عشق و محبت قبول دارم اما حضرت به قیافه های مختلف به چشم افراد دیده شده است چون اگر شما به یک قیافه می دیدی به همه می گفتی و انسان فضول زیاد است لذا به این اسانیها نیست. بعد از خیلی درخواست کردن اگر لیاقت داشته باشی انتخابت می کنند والا محال است . وقتی کارهای درست شد تو هم جزء عموم مردم بیا. جز این راه راه قطعی دیگری وجود ندارد.
در مکه شخصی گفت: من مهدی منتظرم و قیام کرده بود صبح اول وقت ایران از خبرگزاری فرانسه نقل کرد که در مسجد بزرگ مکه شخصی گفته من مهدی منتظرم و مسجد را تسخیر کرده و اقعا اخبار انسان را تکان می دهد اگر منتظر شویم تا معلوم شود راست است یا دروغ خوب عقب می افتیم پس باید برنامه ای داشته باشیم که او را درک کنیم اگر راست است ماموریتت را انجام دهی و اگر دروغ است هیچ فقط و فقط راست و دروغ از این راه مشخص می شود حتی سیصد و سیزده نفر قبل از ظهور رابطه ی روحی دارند همه که خدمت حضرت نیستند اگر انسان بخواهد جزو افراد اولیه باشد باید ان قدر قوی باشد که حضرت ظهور را به او بگویند و چون ممکن است روابط توام با وساوس شیطان باشد. شما باید فرق بین الهام و وسوسه را بدانید فرق بین صدای امام با شیطان را بدانی. پس تمام شناختها روی یک پایه قوی قرار می گیرد و ان ایمان و اعتقادات و این که امام علیه السلام احاطه بر همه چیز دارد می باشد و راهش این است که از روایات و ایات استفاده کنیم .
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای تعالی بزرگترین الطاف خود را به من فرمود و ان هم اشنایی با مردی بزرگ و انسانی وارسته بود که سیر تکاملی زندگی مرا نقش بخشید و در حقیقت مرا زنده کرد.

یکی از بزرگترین نعمتهایی که به واسطه وجود مقدس استاد محترم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام عزه به من عنایت شد شناخت و معرفت نسبت به امام زمان علیه السلام بود. من هم بر طبق روال عادی زندگی که همه مردم این روزها دارند انسانی بودم که اعتقاداتش را بر اساس ان چه در کتب مدرسه و دانشگاه نوشته استوار کرده بودم در کتاب های بینش اسلامی در خصوص این که ما چهارده معصوم داریم و اخرین معصوم یا به قولی امام دوازدهم زنده هستند و بالاخره یک روزی می ایند و دنیا راپر از عدل وداد می کنند زیاد خوانده بودم اما این که این امام کیست و چه معرفتی باید در خصوص ان حضرت داشته باشیم را نمی دانستم در کتب و مجلات و حتی کتابهای سطح بالاتر هم خیلی مطلبی در این خصوص ننوشته بودند امروز که با بینشی بازتر به ان زمان و این کتب نگاه می کنم می بینم که انگار همه از یک حقیقت فرار کرده بودند یا می ترسیدند این حقیقتی که از خورشید فروزانتر است را معرفی کرده و مردم را با او اشنا کنند.
اما این مرد بزرگ این حکیم فرزانه با این وجود مقدس مرا اشنا کرد من فهمیدم امام دارم فهمیدم در این زمانه تنها و بی کس نیستم امام و رهبری خدای تعالی برای من قرار داده که بتوانم به واسطه ان وجود مقدس راه حق و حقیقت را بشناسم و به حقیقت برسم. به کمال برسم. امامی که مفترض الطاعه است امامی که صدای مرا می شنود . امامی که دعاهای مرا اجابت می کند و احتیاجات مرا بر اورده می سازد امامی که همه وجود من به وجود او بستگی دارد اوست که روزی مادی و معنوی مرا می دهد او ید الله , عین الله , لسان الله, اذن الله و... است اوست که همه وجود به یمن و دست با برکت او روزی می خورند و زندگی می کنند اوست که روح حیات و زندگی است. اینها شمه ای کوچک از ان چه من از محضر استادم اموختم بود در این ایام سعی می کنم اموخته های دیگرم را نیز از باب فاما بنعمه ربک فاحدث بیان کنم....
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را شکر می کنم که در مدتی از عمرم خدای تعالی روزیم قرار داد که طعم واقعی زندگی و حقیقت و زندگی در کنار اولیاء خدا را تجربه کردم هر چند کوتاه بود هر چند من خیلی استفاده معنوی نکردم و روح مرا کامل نکرد اما باز هم خدا را شاکرم که همین اندازه هم بود. زیرا در زمانی که ظلمات و تاریکی ها همه جا را فراگرفته و شدت ظلم و ستم تمام دنیا و بلکه ذره ذره ی این زمین خاکی را پر کرده است این تجربیات و نعمات الهی ولو کوتاه هم باشد بالاترین نعمتهای خدا است که فکر می کنم به هر کسی نمی دهند و من به خود می بالم که مورد رحمت و نعمت پروردگارم واقع شدم و با بزرگترین مرد الهی در این عصر و روزگار اشنا شدم و راه و رسم زندگی را از او اموختم و سعادت دنیا و اخرتم را از او فرا گرفتم انشاء الله خدایش همیشه موفق و سربلند قرارش دهد و زیر سایه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه همیشه موید و موفق باشد.

دوست دارم در این ایام قسمتی از نعمتهایی که خدای تعالی به واسطه ان وجود مقدس منظورم حضرت ایه الله حاج سید حسن ابطحی دام عزه به من عنایت کرده مطالبی از بابت فاما بنعمه ربک فذکر برایتان بگویم.

