بسم الله الرحمن الرحیم
درطول قرنهای متمادی از خلقت انسان که می گذرد خدای تعالی انسانهای نمونه زیادی خلق فرمود اما در خصوص چهارده معصوم علیهم السلام معجزه کرده و هنر نمائی فرموده است.
این 14 نور مقدس و عظیم اگر چه تنزل کرده و در بدن خاکی قرار گرفتند اما عظمت و قدرت روحی انها هیچ تقلیل نیافته است. این انوار مقدسه جاودانگانی هستند که در اسمانها و زمین و ماسوی الله جاودانه و نمونه هستند درست است انها از جنس ما نیستند اما خدای تعالی انها را برای مقتدا قرار دادن انها برای بشر خلق کرده است ان انوار مقدسه اول ما خلق الله اند. انها برترین و اولین موجوداتی هستند که خدای تعالی انها را خلق فرموده است و به خلق انها مباهات و افتخار فرموده است.
استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی خراسانی دام عزه در کتاب گهربار در محضر استاد جلد 2 که حقایق مهمی در خصوص عوالم مختلف را بیان فرموده است در این خصوص می فرمایند: یک روز که زیارت جامعه را با توجه فوق العاده ای می خواندم انوار مقدسه ی معصومین علیهم السلام را با چشم دل دیدم که سرگذشت خلقت خودشان را (با زبان حال و از لسان روایات) برای من تعریف می کردند و ان را این چنین شرح می دادند:
روزگاری غیر از خدا هیچ کس نبود و هیچ موجودی نبود, اوتنها بود و مخلوقی نداشت. و کسی در مقابلش اظهار وجود نمی کرد, ولی بعدا او خواست قدرت نمائی کند, بندگانی خلق نماید و به انها جودی کند, انها بندگی او را بکنند و دست نیاز به درگاهش دراز کنند.
او خواست اولیائی برای خود ایجاد نماید و انها با او انس بگیرند. خلیفه ای داشته باشد تا اینه ی تمام نمای صفات فعل او باشند.
انوار ما را خلق کرد و به نامهای مختلف ما را معرفی فرمود.
گاهی اسم ما را اسم اعظم الهی و یا اسماء الحسنی حضرت حق معرفی می فرمود و به این وسیله می خواست ما را نشانه ی کامل خود به مردم معرفی نماید.
ما مدتها با خدای تعالی تنها بودیم و در خلوت با او مناجات می کردیم و کسی در مناجات ما دخالتی نداشت.
ما متخلق به اخلاق پروردگار شده بودیم و تمام صفات جمالیه و جلالیه او در وجودمان ظاهر شده بود.
اگر کسی متوجه حقیقت نبود هیچ فرقی بین ما و خدا نمی دید. همان طوری که اگر تو در مقابل اینه ایستاده باشی. هیچ فرقی بین تو و ان تصویری که از تو در اینه افتاده است نمی باشد.
ما بر محدوده ی ما سوی الله همان احاطه ای را داریم که خدا بر ان محدوده احاطه دارد و همان طوری که خدا همه چیز را می بیند ما هم می بینیم و فقط از علم غیب مطلق که مخصوص خدا است بی اطلاعیم.
و خلاصه من قبلا به تو گفتم که خدا می خواسته با خلقت ما در (وجود مخلوقی) ان قدر اظهار قدرت کند که دیگر ممکن نباشد بیش از ان در مخلوقی هنرنمائی نماید زیرا می خواسته شناخته شود و این خواسته جز با انجام این عمل برای رسیدن به مقصودش راه دیگری نداشته است.
حضرت عیسی علیه السلام جاودانه ی دیگری است که منش و شخصیت والای او را تاریخ گواهی داده و خدای تعالی در قران کریم او را ستوده است. ویژگیهای خاص حضرت عیسی علیه السلام در قران کریم و روایات و حتی تاریخ گفته شده و اغلب افراد به ان اذعان دارند.
خلوص و اخلاص قلبی حضرت عیسی علیه السلام نسبت به پروردگار در ایه قران کاملا مشهود است که خدای تعالی خطاب به ایشان می فرماید: ایا تو به مردم گفتی که تو ومادرت را خدایانی غیر از خدای واحد انتخاب کنند (ایه 116 سوره مائده) .
صفات نیکی که حضرت عیسی علیه السلام داشت سبب شد خدای تعالی از اولین لحظات ورود به دنیای خاکی و حتی در رحم مادر اورا کمک کرده و دست عنایتش را اشکارا بر سر او قرار داده است.
حتی زندگی مادی این شخصیت والا و پیامبر بزرگ خدا امری عجیب و معجزه بود. چنان که مستحضرید ان حضرت بدون پدر متولد شد. دوران معمول که هر فرزند در شکم مادر می گذراند برای او فرق داشت. در اولین لحظات تولد نیز خدای تعالی به میمنت ورود ایشان معجزاتی فرمود و در اولین ساعات زندگی دنیا بر خلاف معمول زمانی که نوزادی تازه به دنیا رسیده بود سخن گفت و اعلام کرد که من بنده و رسول خدا هستم. .
خدای تعالی به واسطه خلوص نیت و عمل واقعی ان حضرت از اولین لحظات تا لحظه اخری که ان حضرت می خواست از دنیا خارج شود عنایات و الطاف خاصی به ان حضرت داشت که تا اکنون اسم این پیامبر خدا با عظمت و اهمیت در دنیا برده می شود...
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت نوح علیه السلام وماجراهایی که برای ان حضرت در طی بیش از ده قرن زندگیش اتفاق افتاد هر کدام نشانه ی عمق صفات نیک و شخصیت والای ان حضرت است. حضرت نوح علیه السلام به استقامت معروف است و استقامت زیاد ایشان در تبلیغ دین امری غیر قابل انکار است اما این استقامت فراوان و قابل تقدیر چگونه ایجاد می شود؟ جز با خلوص و اخلاص کامل برای خدا این استقامت قابل دسترسی است؟ هر فردی شاید در برهه های مختلف بتواند بصورت کوتاه مدت استقامت کند اما ده قرن روی یک حرف ایستادن سختی های زیاد کشیدن, مورد تمسخر و ایزاء قرار گرفتن, از دست دادن همه حتی نزدیکترین افراد خانواده اینها استقامت سطح بسیار بالایی می خواهد که این استقامت فقط از اخلاص کامل نسبت به خدای تعالی به دست می اید.
اخلاص که با فشار و زور به دست نیامده باشد بلکه از صفات حمیده باطنی و کمالات عالیه ناشی شده باشد.
حضرت نوح علیه السلام چنین روحیه ی قوی داشت که وقتی فرزندش را اب برد و یک لحظه عاطفه پدری به او مستولی شد خدای تعالی او را عتاب کرد واو بلافاصله به سوی معبودش بازگشت کرد و از فرزند هم چشم پوشید زیرا او فقط و فقط رضایت معبود و محبوبش برای او مهم بود و لا غیر.
این روحیه است که او را شاخص قرار داد و سالهای متمادی بعد از گذشت قرنها هنوز که هنوز است اسم او با صفات نیک قرین است...
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت موسی علیه السلام از پیامبران اولوالعزم بود اما صبر و استقامت او تنها نبود که سبب شاخص شدن ایشان شد بلکه او خود را به خلوص رسانده بود زیرا زمانی که لحظه ای قلبش تکان خورد خدای تعالی برای فرو نریختن این قلب محکم بلافاصله به او کمک کرد و او را راهنمایی به سوی استاد و راهنمای کاملی نمود استادی که او را کمک کند تا خلاء و کاستی که دارد رفع نماید و او به سوی ان راهنما شتافت.
حضرت موسی در دوران زندگی از بدو خلقتش در دنیا تا زمان مرگش در فراز و نشیب های گوناگونی قرار گرفت.
و همه جا خوش درخشید زمانی که از نزد شعیب با همسر باردار در صحرا تنها به سوی شهرش برمی گشت در ان هنگام که خدای تعالی او را برای امر مهم رسالت فرا می خواند او با تمام خلوص و اخلاص امر پروردگار را اجابت می کند و همه وابستگی های مادی خویش را از یاد می برد و تنها به انجام رسالت الهی که بر عهده اش گذاشته شده بود می اندیشد در ایات قران به این مطلب به صراحت تاکید شده و در تاریخ و روایات نیز هیچ کجا نگفتند که حضرت موسی علیه السلام بالاخره با همسرش چه کرد؟ زیرا او انسانی موحد و والا بود البته این به ان معنا نیست که همسرش را رها کرد بلکه منظور انی است که برای شخصیتی مثل حضرت موسی علیه السلام همسر در درجات بعدی و پاینتر قرار دارد و اول امر الهی و انجام اوامر الهی مهم است و سرلوحه ی حرکت و تفکر اوست این تفکر و عمل حضرت موسی علیه السلام که با اخلاص توام بود او راجاودانه کرد.
حضرت موسی علیه السلام در میان قوم بنی اسرائیل نیز هیچ کجا از این تفکر و اخلاص غافل نشد و همه جا بدنبال این هدف والا حرکت کرد در ان چهل روز که خدای تعالی او را به سوی صحبت و مناجات با خویش دعوت کرد حضرت موسی علیه السلام مثل همان شب در صحرا همان کار را کرد که با همسر باردارش نمود یعنی یک لحظه نیز به فکر مسائل دیگر نبود و تنها چهل روز به خدای عزیزش فکر کرد و با او ان روزها و شبها را گذراند. این خلوص و اخلاص حضرت موسی علیه السلام و نهایت محبت او به خدای تعالی او را شاخص در میان انبیاء کرد و جاودانه اش نمود.
بسم الله الرحمن الرحیم
جاودانگی یعنی چه؟ جاودانه کیست؟ چگونه یک انسان جاودانه می شود؟ چگونه یک انسان بظاهر معمولی الگو و مقتدا می شود؟
در طول تاریخ انسانهای زیادی خدای تعالی خلق کرده است اینها با اختیار خود خوب و بد را انتخاب کردند. اما یک عده ی معدودی جاودانه شدند یک عده معدودی هم ملعون . مثلا در قبل از اسلام تعداد انسانهای برجسته که جاودانه شده و مورد محبت و عشق همه مردم تا قیامت قرار گرفتند خیلی زیاد نبودند و از ان طرف هم تعداد کسانی که با اعمال بد و انتخاب نادرست خود ملعون ابدی شدند نیز زیاد نبودند علت چیست؟
وقتی به تاریخ مراجعه می کنیم می بینیم هر کس خودش را خالی کرد, به خلوص رسید و تنها و تنها رضایت حضرت حق را پسندید این شخص جاودانه شد. در میان انبیاء عظام علیهم السلام تنها تعداد معدودی نامشان ماند و جاودانه شد اگر بررسی کنیم دقتی در حالات انها بکنیم می بینیم که اینها نسبت به سایر انبیاء کارهای شایسته و حالات درخشانی داشتند مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام که در میان انبیاء قبل از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بسیار درخشیده و همه افراد سعی می کنند خود را جزو پیروان ان حضرت قرار دهند به علت این بود که ان بزرگوار بشدت خود را خالص برای خدا قرار داده بود و در توحید رتبه بالایی داشت.
چنان که وقتی او را در منجنیق قرار دادند تا در ان کوه اتش عظیم پرت کنند جبرائیل امد خدمتش که کاری داری حضرت فرمود با تو نه. استاد معظم حضرت ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله العالی در توضیح این جریان فرمودند: منظور حضرت ابراهیم علیه السلام این بود که اگر از جانب خدای تعالی امدی که نیاز به سوال ندارد و اگر خودت می خواهی کمکی کنی نه چون خدای تعالی واقف به حالم است و اگر بخواهد خود ش کمک می کند. یعنی ان حضرت حتی به سفیر الهی نیز اظهار نیاز نمی کند چرا که تنها و تنها باید به خدا اظهار نیاز کردو او راوکیل خود قرار داد و از او کمک خواست نه هیچ کس دیگر....

